از خدا جوییم توفیق ادب                   بی ادب محروم ماند از لطف رب

        بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد            بلکه اتش در همه افاق زد

        ای خدای پاک و بی انباز و یار            دست گیر و جرم ما را در گذار

        گر که بد گفتیم اصلاحش تو کن      مصلحی تو ای تو سلطان سخن

    در این بعد از ظهر پاییزی به همه‌ی شما خوبان‌؛ خردورزان؛ فرزانگان‌، اندیشمندان و یاران هنر و دانش عرض درود و ادب و احترام دارم. حق آن بود که اساتید بنده که خوشبختانه بسیاری از آنان در این نشست شرف حضور دارند د‌رباره کتاب جناب آقای پارسا سخن بگویند اما بی‌گمان این جسارت شاگرد کوچک خود را چون هماره با بزرگ‌منشی غمض عین خواهند فرمود. در آغاز سخن بر خویش بایسته می‌دانم از تلاش و پشتکار همه‌ی دست اندرکاران برپایی چنین نشست باشکوهی سپاس‌گزاری نمایم. در آغاز سخن خواهشمندم دو نکته را ملحوظ فرمایید 1- آنچه اینجانب در این نشست در‌باره کتاب تاریخ ریز مهندس پارسا می‌گویم نقطه نظرات شخصی بنده است‌. بی‌گمان این نظرات شخصی جدا از نظرات انجمن نقد کتاب یاران اندیشه لنجان است و آن انجمن به فضل خدا در آینده در‌باره این کتاب اظهار نظر خواهد فرمود. 2-آنچه اینجانب در این نشست عرض می‌کنم نقطه نظرات بنده تا ساعت امروز است. بدیهی است ممکن است این نظرات در آینده دور یا نزدیک تعدیل گردند. کتابی که امروز رونمایی خواهد شد اثر و نوشته‌ی دوست عزیز و ارجمندم جناب آقای مهندس حسین پارساست. کتاب تاریخ ریز در بیش از 250 صفحه و در دو بخش تنظیم گردیه است که بخش نخست آن در‌باره لنجان است که مشتمل بر دو فصل است. بخش دوم کتاب که درباره زرین‌شهر یا همان ریز سابق است در 8 فصل تنظیم گردیده است. طرح روی جلد کتاب کار آقای فرزاد ادیبی است. فرزاد ادیبی متولد 1346 و اهل سنقر است. یکی از بهترین و با تجربه‌ترین افرادی است که در ایران برای طرح جلد کتابها کار می‌کند. طرح پشت جلد نیز کار اوست. ‌نچه در شکل کتاب دیدم صفحه‌بندی و صفحه آرایی و فونت نوشته‌ها و به‌کار‌گیری عکس‌ها و اسناد مناسب است. در کتاب بیش از هفتاد عکس و بیست سند و کلیشه و نقشه مورد استفاده قرار گرفته است. کتاب در حقیقت تاریخ محلی است. توجه به تدوين تاريخ محلي (Local) از ضروريات تدوين تاريخ ملي (National) است. نگارش تاريخ محلي منجر به مردمي سازي تاريخ از يك سو و از سوي ديگر نزديك كردن مردم به تاريخ و نقش آفريني آنان در تاريخ خواهد شد. با نگارش و تدوين تاريخ محلي در‌مي‌يابيم كه پيشينيان در محدوده زيست خود، چگونه كار و تلاش مي‌كردند. نحوه زندگي آنان چه بوده است، با شادي‌ها و غم‌ها، شكست‌ها و پيروزي‌ها و مسائل و مشكلات محلات آنان آشنا مي‌شويم و مي‌توان دريافت كه محله‌ها چگونه داراي «هويت» مي‌شوند و هويت چگونه مي‌تواند در رفع معضلات و مشكلات اجتماعي بسيار مؤثر افتد. مهندس پارسا در این کتاب به عرصۀ هویت بومی پرداخته است .ریشه‌های این هویت‌یابی را می‌توان در آثار مورخان محلی در دوره‌های مختلف مشاهده کرد. این کار در لنجان ما در سالهای خیلی سابقه و قدمت ندارد تا آنجا که من وارسیده‌ام نخستین بار مرحوم وحید دستگردی کتاب کوچکی در باره لنجان نوشتند و در مجله وحید نیز مقاله‌ای چاپ کردند. بعد تر‌ها دکتر چهرازی در نوشته‌های خود به صورت خلاصه به لنجان گوشه چشمی داشتند. در 1336 دانش مبارکه‌ای مقاله‌ای را در‌باره لنجان آن روز که ترکیبی از فلاورجان و مبارکه و لنجان بود قلمی کردند تا آنکه پس از انقلاب آقای علی علیان کتاب آشنایی با منطقه لنجانات در سال 1377 را نوشتند و پس از آن هم آقای ساسان قادری کتاب لنجان را به سفارش فرمانداری لنجان نوشتند. اما هویت‌یابی در بین شهر‌های منطقه لنجان از شهر چرمهین آغاز شد. در چرمهین بود که آقای خدایار قادری در کتاب خود به تاریخ محلی چرمهین پرداخت. این حسنه‌ی نیکو به زودی ثمر داد و در گوشه‌ای دیگر از شهرستان لنجان –چمگردان –مرد دیگری دست به این کار زد. این هویت‌یابی در چمگردان با کتاب چمگردان در گذر زمان اقای اکبر حسامی به راه افتاد. اقای حسامی در آن کتاب که به باور بنده از کتابهای خواندنی است به تاریخ محلی با شاکله‌ی خاص و ویژه‌ای نگاه کرده است. تنها چندی پس از او بود که در شهر دیگر لنجان اقای بهمن کرمی ورنامخواستی کتاب ورنامخواست را نوشت. در سال1382کتاب باغبهادران در آیینه تاریخ نوشته اشرف آغا چهرازی به چاپ رسید. در همان سال هم بود که کتاب خاطرات و زندگینامه دکتر ابراهیم چهرازی به کوشش مرتضی رسولی پور توسط نشر نو‌گل به چاپ رسید. در سال 1383 غلامعلی رضوانی باغبادرانی که عمرش دراز بود کتاب از بغ آدران تا باغبادران را نوشت. در سال 1384 کتاب سده لنجان نوشته استاد اسفندیار معتمدی که وجود نازنینش آرایش نشست ماست به زیور طبع آراسته شد. تا آن زمان پنج شهر از هشت شهر شهرستان لنجان به این هویت‌یابی رویکرد ویژه خود را داشتند. هر شهر پهلوان خویش را در این آورد به میدان روانه کرده بود. به این لحاظ است که می‌گویم تواریخ محلی به مثابه اجزای هویت ما است. بنده که سالهاست در زرین‌شهر ساکنم بارها و بارها با این پرسش روبرو شدم که پس نقش زرین شهر در این معادله کو؟ و من که دورادور می‌دانستم در پس پرده چه خبر است برای آنکه ترتیب کار آقای مهندس پارسا به هم نخورد چیزی نگفتم و همه را به شکیبایی می‌خواندم تا اینکه از ده روز گذشته همه را به بی‌طاقتی فراخواندم تا امروز ببینند که پهلوان زرین‌شهر در این آورد چه کرده است. و من خوسبختم که پیش از شما این آورد را دیده‌ام. خوشحالم که توانسته‌ام تا الان دو بار کتاب تاریخ ریز را بخوانم. استفاده‌ای که ما از تواریخ محلی در کارهای تاریخ عمومی می‌کنیم این است که بر خلاف کتاب‌هایی مانند تاریخ طبری یا کامل ابن اثیر که نگاه از پایتخت به شهرها یا نگاه از مرکز خلافت به شهرهاست، ما در تواریخ محلّی از شهرها به پایتخت نگاه می‌کنیم. در واقع این مرکزیت پایتخت را از تواریخ عمومی می‌گیریم و نشان می‌دهیم که مردمانی، علمایی، مدارسی و تمدّنی هم هست که متعلق به شهرها و بخش‌ها است و با این نگاه، آن نگاه مرکزگرایی را به چالش می‌کشیم. آقای مهندس پارسا در کتاب تاریخ ریز به تعیین و محدود کردن مسئله اقدام نموده است. این امر خوداگاهانه یا ناخود اگاهانه در ذهن این مرد همانند ساير روشهاي تحقيق تاريخي رخ داده است. انتخاب اگاهانه او در کتاب نیز نمود دارد. او کلیات را به بررسی نشسته است و از جزییات پرهیز کرده است. در این کتاب ما می‌بینیم که محقق ارجمند به تاریخ و جغرافیا و نام‌آوران بیش از دیگر بخشهای کتاب پرداخته است. بی شک انگيزه پژوهشگر و علاقه او به فعاليتهاي پژوهشي و نيز كنجكاوي در مسائل تاريخي مي‌تواند در انتخاب موضوع‌، بيان مسئله و حتي در تحليل و تفسير داده‌ها نقش مهمي ايفا كند. آقای مهندس پارسای عزیز جوان است .متولد 1353 و دارای دانشنامه لیسانس در مهندسی الکترونیک. این مرد به دلیل علاقه خود دست به این کار سترگ زده است. گر چه در کتاب آقای پارسا به روشنی از فرضیه خود نام نمی‌برد اما من بر این باورم که ایشان در پس لایه‌های ذهنی خود به این فرضیه کشش داشته است که زرین‌شهر از شهرهای کهن و قدیمی لنجان است که هویت خود را در طول هزاره‌ها یافته است.کوشش مهندس پارسا در کتاب به خوبی مهر تایید بر این فرضیه می‌زند هر چند که شور‌بختانه نبود امکانات و اسناد و نوشته‌ها و یافته‌های باستان‌شناسی کمیت این مرد را همانند همه‌ی مورخین تاریخهای محلی لنگ می‌سازد. او در کتاب خویش برای گردآوری داده‌ها به گردآوري «آثار» و «ردپاي» وقايع مي‌پردازد. بنابراين منابعي را جستجو کرده است كه به وسيله ي آنها شواهدي از وقايع گذشته بيابد. در این راه اقای پارسا در این 10سالی که به گردآوری منابع کتاب دست یازیده است به نیکی از اسناد سازمان اسناد ملی کشور بهره برده است. او به لطف سختکوشی و گاهی هم کامیابی توانسته به اسناد و عکسهایی دست یابد که حقیقتا از محسنات ویژه کتابند. او از بايگانيها، سرشماريهاي آماري، مطبوعات، اسناد شخصي، آلات و ابزار، تصويرها‌، عكسها به نیکی بهره برده است. از آنجایی که آقای پارسا دامنه تحقیق خود را تا طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی محدود کرده است و دامنه تحقیق او به سده‌های پیش از این باز می‌گردد نمی‌توانسته از منابع دست اول بهره ببرد و تنها گاهی از منابع دست اول بهره برده است اما تا جایی که توان و امکانات اجازه داده و نام مصاحبه شوندگان نیز در بخش منابع و ماخذ مذکور است از معمرین بهره برده و جای‌جای تحقیق خود را به ذکر آرای این منابع دست دوم آراسته است. درتهيه گزارش تحقيق آقای پارسا علاوه بر كيفيت انديشه و كارداني به آفرينندگي اقدام کرده است و گزارش تحقيق را به سبك عيني و متين نوشته است می‌دانیم كه در نوشتن یک کتاب تاریخ مهمتر از همه آن است که آرايش بيان هرگز نبايد نخستين هدف باشد‌، و يا نويسنده را مجاز كند تا حقيقت را پنهان نمايد يا آن را تحريف كند به این لحاظ آقای پارسا در نوشتن متن کتاب که توسط دو سه تن از بزرگواران هم ویراستاری شده است سبک ساده‌ای را در نوشتن برگزیده است‌. او از فصل‌بندی و بخش‌بندی بهره برده است هر چند یکی از فصلها تنها دو صفحه است و یکی دیگر از فصلها نیمی از کتاب را در بر‌گرفته است اما در این اطناب و تعدد صفحات به این موضوع بر می‌خوریم که ذکر زندگی‌نامه و آثار نام‌آوران زرین‌شهر برای نویسنده بسیار مهم بوده است و این همان است که پیشتر در بخش هویت‌یابی از آن به اجمال گذشتم. کتاب دارای بخش مراجع و منابع است که منابع شواهد و داده‌ها را به طور كامل توصيف مي‌كند. همچنين عكس‌، تصوير‌، نقشه‌، نمودار‌، چارت‌، دياگرام يا جداول آماري را مي‌توان در سراسر کتاب پيدا كرد ( به ويژه بخشي كه داده ها و شواهد در ارتباط با آنها مورد بحث قرار گرفته است)‌. جداول‌، نمودارها و تصاوير در گزارشهاي تحقيقات تاريخي در کتاب تاریخ ریز به خواننده کمک می‌کند و شناخت و تصوير بهتري از مكانها و افراد مورد پژوهش ارائه مي‌كند. عنوان مصاحبه‌ای که آقای مهندس پارسا با ماهنامه نوید لنجان کرده‌اند عبارت است از وطن یعنی هویت؛ اصل، ریشه. و در آن مصاحبه از وطن و زادگاهشان گفته‌اند و از هویت و شناخت وطن سخن به میان آورده‌‌‌اند. در حقیقت، هویت سبب می‌شود که فرد یا گروه جایگاهی در جهان اجتماعی بیابد و بدان احساس تعلق نماید. احساس تعلق، به‌ویژه در مورد هویت جمعی، معنادارتر است، اما باید توجه کرد که هویت نه تنها متضمن بعد ایجابی تعلق است، بلکه بر بعد سلبی آن نیز دلالت دارد؛ یعنی هم تعیین می‌کند که فرد یا گروه به چه چیزی و چه کسی، چه زمانی تعلق دارد و هم نشان می‌دهد که به کدام‌یک از آنها بیشتر تعلق ودلبستگی دارد .ویژگی‌های اصلی هویت را ‌باید در تاریخ و ادبیات جستجو کرد. به طور حتم هویت نیز همانند دیگر مفاهیم دارای شاخص‌هایی است که آن را نماد هویت می‌نامیم. مفاهیمی نظیر زبان، فرهنگ مشترک، زادگاه و... شاخص‌های هویت هستند. من در این مجال اندک به دو ویژگی بارز در ارتباط با کوشش مهندس پارسا در بحث هویت یابی اشاره می‌کنم که در کتاب تاریخ ریز نیز نمود دارد. شاخص‌های هویت در تاریخ ریز الف) وطن‌دوستی: هنگام بحث دربارۀ تاریخ‌نگاری محلی، ذهن هر محقق بر واژۀ «محل» تمرکز می‌یابد. عموماً، تاریخ محلی را فردی می‌نگارد که در آن محل متولد شده یا در آنجا زندگی کرده باشد. این مورد در اکثر تاریخ‌های محلی دیده می‌شود. در بعضی از کتاب‌ها در هاله‌ای از ابهام، و در کتاب‌های دیگر به صراحت به این موضوع اشاره شده است ب) توجه به ریشۀ تاریخی شهرها: از دیگر شاخص‌‌های تاریخ‌نگاری محلی، که حلقۀ مشترک با هویت ملّی دارد، بحث توجه به ریشۀ تاریخی شهرهاست. ذکر چگونگی ساخته شدن و ریشۀ لغوی آن از نکته‌های مهم در امر هویت‌سازی در تاریخ‌های محلی است. در این خصوص نوعی تمایل به سمت ایران باستان و یافتن هویت تاریخی برای مناطق مورد بررسی و افزون بر آن عنایت به باورهای آیینی به ویژه مذهب بر حق تشیع در نوشته‌های این کتاب‌ها دیده می‌شود. در کتاب آقای پارسا به این امر به نیکی پرداخته شده است. افزون بر فقه‌اللغتی که ایشان در‌باره دو واژه ریز و لنجان به کار برده‌اند در بررسی کتاب به فصل چهارم می‌رسیم که به باورهای مردم و بررسی اسطوره‌ها و افسانه‌ها پرداخته است هر چند شوربختانه بیش از چهار صفحه به این امر اختصاص داده نشده است. از آنجایی که این رونمایی در حقیقت پیش درآمدی بر عرضه‌ی کتاب تاریخ ریز است و به جد بر این باورم که هر یک از ما به عنوان یک یاور فرهنگی باید برای پاسداشت زحمات و کوششهای این مرد بتوانیم نسبت به عرضه‌ی بهینه کتاب گام کوچکی برداریم سخنم را از مقوله محتوای کتاب به نویسنده و تلاشهای دهساله او سوق می‌دهم. این مرد به راستی گام بزرگی را برای شناساندن بیشتر زرین‌شهر به اهالی و دیگران برداشته است. امروز روزگار سود‌انگاری و سودا‌گری است. کسانی چون مهندس پارسا النادر کالمعدومند. اینان چراغی را بر‌گرفته‌اند که در سر هر پیچی طوفانی برای خاموش کردنش به کمین نشسته است. اکنون پس از آنکه کتاب چاپ شده است اقای مهندس پارسا احساس خستگی می‌کنند. مقداری از این خستگی طبیعی است. ایشان در آن ده سالی که برای این کتاب صرف کردند مرارتهای زیادی دیده‌اند. اما همواره عشق به دانایی ایشان را به پیش برده است و هر بار هم که خسته شده‌اند باز این دلبر عابد فریب از پشت روزنه‌ای گوشه چشمی نشان داده است. اقای مهندس پارسا افزون بر عمری که در این راه گذاشته‌اند هزینه زیادی نیز متحمل شده‌اند اما این مرد با ان پشتکار بسیار هرگز مایوس نشدند و از یک وادی که گذشتند و به وادی دیگر رهنمون شدند‌، همواره با خود این شعر را ترنم می‌نموده‌اند که خنک آن قمار‌بازی که بباخت هر چه بودش و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر و خوشا خنکا زها فرها حبذا عمری که در چنین راهی صرف شود و نقدی که در چنین داوی باخته شود. بی‌گمان نه این قمار بازی و نه آن هوس‌بازی هرگز در زمره محرمات شریعت محمدی قرار نمی‌گیرد. من به نوبه خود و به نمایندگی از انجمن نقد کتاب یاران اندیشه لنجان از زحمات این مرد بزرگوار سپاسگزاری می‌کنم و همگان را به سپاس‌مندی از او فرا می‌خوانم. فضل تقدم تاریخ محلی‌نویسی در زرین‌شهر برای مهندس پارسای عزیز خواهد ماند. این کار بی‌شک و بی‌گمان طلیعه میمون و پی خجسته‌ای خواهد بود که دیگر اهالی فرهنگ نیز به این کارهای نیکو دست زنند تا کتابهایی سیمین بر‌تر و شکرین شکرتر فراهم آیند. راه برای همگان باز است. تاریخ و ادبیات آن اندازه فراخ دامنه است که هر کس در این میدان بی‌نصیب نخواهد ماند. من به جوانان و دوستان موکدا توصیه می‌کنم از کار این مرد الگو برداری کنند و در عرصه‌‌های زبان‌شناسی و مردم شناسی و آینده زرین‌شهر و موسسات تمدنی زرین‌شهر نیز کتابهایی بنویسند. آقای مهندس پارسا تا پیش از انقلاب اسلامی را در کتابشان واکاویده‌اند و بررسیده‌اند بی‌گمان در‌باره زرین‌شهر از 1350 تا حال نیز می‌توان کتابهایی نوشت‌. در عرصه ادبیات و شعر و زبان و گویش جای تحقیق‌هایی ارزشمند خالی است. من روزی را انتظار می‌کشم که آن کتابها در کنار کتاب تاریخ ریز قفسه‌ای از کتابخانه را پر کند و در راه شناسایی مردم و باورها و زندگی‌شان اندیشه ما را پر مایه و بر مایه‌تر از پیش بسازند.